بابا صفرى
391
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
پايان جلد دوم : در اينجا اين مجلد از كتاب را بپايان ميرسانيم و براى احتراز از قطر زياد آن باقى مطالب را به يارى خدا در مجلد ديگر عرضه ميداريم . بار ديگر بدرگاه حضرت احديت سپاس ميگزاريم كه ما را بتأليف جلد اول و دوم « اردبيل در گذرگاه تاريخ » موفق داشت و آرزوئى را كه سالها از اين حيث در دل داشتيم برآورده گردانيد . اميدواريم در پرتو عنايات بىمنتهايش توفيق آن حاصل آيد كه باقى مطالب را نيز گردآوريم و با چاپ و نشر آنها اطلاعات ديگرى ، دربارهء شهر تاريخى اردبيل و مردم آن ، در اختيار علاقمندان و دانشمندان قرار دهيم . ما بار ديگر از نقائص اين دو مجموعه پوزش ميخواهيم و يادآورى و نقد ارباب فضل و دانش را براى تصحيح اشتباهات و روشن شدن واقعيات تاريخى بديدهء منت مىپذيريم و چنان كه گفتهايم در مجلد سوم نيز گفتارى را براى درج نوشتهها و گفتههاى آنان اختصاص دادهايم . * * * اعتذار : ذكر اين نكته را ، چنان كه در پايان جلد اول نيز گفتهايم ، بعنوان پوزش لازم ميدانيم كه : « با آنكه در دستور زبان فارسى ، مثل هرزبان زندهء ديگر ، براى اول شخص و دوم شخص مفرد ضماير « من » و « تو » وضع گرديده با اينحال در گفتهها و نوشتهها معمولا بجاى اولى كلماتى مثل اينجانب ، بنده ، فدوى ارادتمند . . . و در عوض دومى الفاظى مانند شما ، سركار ، جنابعالى حضرتعالى و . . . به كار مىبرند زيرا لفظ « من » مايهاى از خودخواهى و نخوت دارد و از ضمير « تو » نيز يك حالت تحقير استنباط مىشود . در اين كتاب ، جائى كه ميبايست ضمير اول شخص مفرد استعمال شود ، بدليل مذكور از به كار بردن لفظ « من » خوددارى گرديده و چون موردى هم براى كلماتى مثل بنده ، اينجانب ، فدوى و نظاير آن نبوده است ناگزير غالبا از ضمير جمع استفاده شده است . اين كار علاوه بر آنكه عذرش نزد عقلا مقبول است پيش خدا نيز مطلوب مىباشد زيرا بدستور اولياى دين او ، هر فرد مسلمان بايد در شبانهروز او را ده مرتبه در نمازهاى واجب با همين ضمير جمع مورد خطاب قرار دهد و به پيشگاه مباركش معروض دارد : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ . اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » .